|
سبک موسیقی ایمو: موسیقی ایمو در اصل نام دیگرسبکhardcorepunk است که در اواسط دهه ی 80 در واشنگتن فعالیت در این سبک اغاز شد.در اواخر این دهه به این سبک موسیقی"emocore"که از دو کلمه ی" emotional"و"hardcore"گرفته شده میگفتند.همچنین این سبک برای توصیف چند ایالت امریکا به کار می رفت. در حال حاضر گروههای مشهور ایموFall out boy وPanic! at disco هستند .ایمو(emo)ازکلمه ی انگلیسیEmotionalبه معنی "احساساتی"می اید.اکثر مردم ایمورا نوعی استایل برای لباس و موسیقی میدانند در صورتی که ایموهای واقعی انرا روش زندگی میدانند شخصیت امو .اکثر مردم وقتی کلمه ی "ایمو" را می
شنوند خودبه خود ادمی با سایه چشم سیاه و لباس تنگ را تصور می کنند،در
صورتی که این تجسم غلت است ایموها انسانهایی ناراحت،افسرده،ارام و احساساتی هستند و عادت دارندشعر های غمگین بنویسند متآسفانه در کشور هایی مانند ایران مردم شخصیت را در نظر نمی گیرندو فکر میکنند ایمو بودن فقط به نوع لباس پوشیدن و ارایش است. امیدوارم فرهنگ قانون کپی رایت رعایت بشه..
تلام تلام خوبیییییییین؟ من این چن روز نبودم حالتون گلفته بود نه؟ میدونم من نباشم ع ش ق نیس خوب میخوام یه آپ در مولد امو کنم خوش باشین
اومدم ازتون خداحافظی کنم البته واسه یه مدتی آخه وقت امتحانات و باید بشینم درس بخونم
ماجرای
من دل خسته ندانست که گفت : هیچ افسانه چون افسانه ی فرهاد نشد . من که
حیران شده ی
فلسفه ی زندگیم می گویم : زندگی هر چه که هست پنجه در عشق زنید که گر عشق شود همرهتان ، زندگی بس زیباست ...
سلاااااااااااااااااااااام..... من یه خبر خوب دارم.......شاید واسه شما جالب نباشه ولی واسه من خیلی قشنگه!!! من دیشب خوابشو دیدم......باهاش حرف زدم!!! وااااااااااای خدایا شکرت.....هزار مرتبه شکرت......مثه همیشه خوشمل و خوش تیپ.....باهام حرف زد...گفت که اومده و وبلاگ رو دیده...گفت: مرسی که به یادمی...گفت: منم به یادتم!!!....خندیدم...اونم خندید و من تونستم صدای خنده هاشو بشنوم!!!!.....وااای خدایا تو چقدر مهربونی......تازه دستمو گرفت (کاری که هیچ وقت توی بیداری نکرد!) خیلی خوشحالم به خدا.....انقدر از وب تعریف کرد...هنوز صداش تو گوشمه.....بهش گفتم: dilniya باورم نمیشه که می تونم یه بار دیگه ببینمت ....بازم خندید و چشاش خیلی مهربون شد و گفت: ولی من که همیشه پیشتم...گفتم: ولی من که نمی بینمت....گفت: مهم اینه که یاد منو با قلبت و این وب زنده نگه داشتی....می خواستم داد بزنم و بگم که دوستت دارم ولی انگار فرصتم تموم شد و از خواب پریدم...
چشمانش پر بود از نگرانی و ترس برای خواندن ادامه این داستان کوتاه ، لطفابه بخش ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب... |
درباره وبلاگ ![]() پيوندها
$$$$ emo girl$$$$ آرشيو مطالب آخرين نوشته ها منبع کدهای وبلاگ آمار وبلاگ |
